قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
203
تاريخ الفي ( فارسى )
عوّام بودند . بصريان به موضع ذى خشب « 1 » ، كوفيان به منزل اعوض ، و مصريان به كافى ذى مروه فرود آمدند و از هرقومى جمعى نزد مطلوب خود رفتند تا ايشان را امتزاج و استخراج به مقصودى نمايند . مصريان چون به مجلس عالى علىّ بن ابى طالب درآمدند ، بعد از تقديم سنّت اسلام و التزام مراسم تعظيم و احترام ، كلام خود را منجر به آن ساختند كه : ما از مسكن مألوف به داعيهء خلع عثمان از خلافت و بيعت با تو بيرون آمدهايم . اگر مدعاى ما مقرون به قبول و تقويت جناب تو گردد اميد كه به جايى توانيم رسيد . حضرت امير ايشان را از آن منع فرمود . اهل بصره و كوفه از طلحه و زبير نظير اين سخن بىنظير امير شنيدند ، پس به منازل خويش خايب و خاسر بازگشتند . و روايتى آنكه چون خبر آمدن آن زمره به سمع امير مؤمنان عثمان رسيد و داعيهء ايشان معلوم گشت ، شب به نزد علىّ مرتضى رفت و به جناب او استعانت جسته ، فرمود : يا ابا الحسن ، مرا حقّ قرابت با تو ثابت است ، و اين مردم به قصد من آمدهاند ، و مقصود ايشان جز فتنه نيست و آنكه كار بر من تباه كنند . التماس از حسن اخلاق تو آن است كه ايشان را به هرنوع كه دانى و توانى تسكين داده بازگردانى . علىّ مرتضى گفت : ايشان را به چه شرط بازگردانم ؟ ذو النّورين فرمود : به هرچه مصلحت تو باشد به آن اشارت نمايى به آن عمل كنم . علىّ مرتضى گفت : تو امروز مشورتى كه با من كردى و طريق صواب به تو نمودم راه مخالفت اختيار فرمودى و به قول مروان و سعيد و معاويه و عبد اللّه بن سعد بن ابى سرح عمل نمودى و رأى ايشان را بر رأى من ترجيح دادى « 2 » و [ مگر ] بهواسطهء خوشنودى خاطر آنها ابواب مخاطره و فتنه بر خويش نگشادى ؟ امير المؤمنين عثمان ، رضىّ اللّه عنه ، فرمود : مضى ما مضى . بعد از اين ترك رأى ايشان بر خود لازم شمرده از صلاحديد تو تجاوز ننمايم . على ، عليه السّلام ، به قبول اين ملتمس ، عثمان را از خود ممنون ساخته ، گفت : فردا ان شاء اللّه به نزد آن جماعت روم و آن جمع را متفرّق ساخته بازگردانم . و روز ديگر با طايفهاى از اشراف مهاجر و انصار به جانب آن قوم رفت ، و عثمان مروان و سعيد بن العاص را نيز همراه گردانيد . و روايتى آنكه امير المؤمنين عثمان ، محمّد بن مسلمه را با پنجاه مرد از انصار به رسم رسالت به سوى او روان ساخت و به او گفت : به هرنوع كه ميسّر باشد شرّ ايشان را از من مصروف ساز و آنچه كه مدعاى ايشان باشد قبول كن . علىّ مرتضى يا محمّد بن مسلمه ، على اختلاف الروايتين ، يا هردو ، على تقدير الجمع ، به
--> ( 1 ) . نام صحرايى كه تا مدينه يك شب راه است ؛ - معجم البلدان ، ج 3 ، ص 440 . ( 2 ) . در مورد مشورت عثمان با چهار نفر مذكور و پيشنهادهاى آنان - نهاية الأرب ، ج 5 ، ص 68 ؛ ألعبر ، ج 1 ، ص 579 .